شاید زندگی آن جشنی نباشد که ما آرزویش را داشتیم اما حالا که به آن دعوت شدیم بگذار تا می توانیم برقصیم
“شکسپیر”
شاید زندگی آن جشنی نباشد که ما آرزویش را داشتیم اما حالا که به آن دعوت شدیم بگذار تا می توانیم برقصیم
“شکسپیر”
۱. خداوند به موسی گفت از دو موقعیت خنده م می گیره:وقتی که من بخوام کاری انجام بشه و تلاش بیهوده ی دیگران رو می بینم تا جلو انجام کار رو بگیرند و وقتی من نخوام کاری انجام بشه و جماعتی رو می بینم که برای انجام اون به آب و آتش می زنند.
۲/ من گاهی از شدت وضوح خداوند در کودکان، پرازهراس می شوم و دل ام شروع می کند به تپیدن . دل ام آن قدر بلند بلند می تپد که بهت زده می دوم تا از لای انگشتان کودکان خداوند را برگیرم.
هر دو نوشته برگرفته از کتاب روی ماه خداوند را ببوس(نویسنده: مصطفی مستور)
بیایید با هم تمام جمله های زیبایی را که شنیده ایم یا گفته ایم برای هم بفرستیم و همگی آن جملات را در وبلاگ خود هک کنیم
یکی از جمله های زیبایی که خوانده ام این است:
پسرک سیگار فروش٬ به مرد سیگاری می گوید:” من به تو مرگ می فروشم که خود زنده بمانم”
Recent Comments