فروردین ۰۸
قبلاًبرای کار کرن در آشپزخانه مشکل داشتم چون حنانه در هال تنها بود و پیش می آمد که به خاطر تنها بودن گریه می کرد البته بعضی اوقات در تختش مشغول بازی با خودش می شد اما من تا کارم تمام می شد استرس زیادی داشتم اما حالا شکر خدا حنانه را داخل روروکش می گذارمش و او نیزدر آشپزخانه یا راه می رود یا اینکه با کابینت ها خودش را سرگم می کند.
حنانی دندان دومش را در اوایل هفته سوم فرودین در آورد.
حنانه در عروسی عمه اش (شش ماهگی)

فروردین ۰۸
حدوداً تا یک ماه پیش حنانی حتی نمی توانت تعادل گردنش را خوب حفظ کند اما حالا شیرین عسل آنچنان زیبا گردنش را به سوی چیزی که می خواهد کج می کند که من در آن لحظه جزء بوسه های بزرگ برگردنش کاری از دستم برنمی آید.
فروردین ۰۴
باورم نمی شه دندان در آوردن یک بچه آنقدر هیجان داشته باشد که هر بار اطرافیان آن را می بینند هیجان زده می شوند.
بابا و مامان خودم و همسرم هر بار دندان تازه ی خانم کوچیک را می بینند آنچنان ذوق می کنند که گاهی اوقات فکر می کنم بچه بزرگ نکرده اند.
خانم کوچیک تازگی کلمه دادا – آب و آی دا را خوب تلفظ می کند.
اطرافیان زمانی که اسم من را با صدای بلند پیش حنانه صدا می زنند یا با هیجان فروان می خندد و منتظر دیدنم است یا اینکه با تمام وجودش ورودی که ممکن است من از آنجا بیایم را دید می زند، این لحظه آنقدر برایم شیرین است که دوست دارم تمام وجودم را فدایش کنم ، حتی زمانی که برای آمدن به آغوش تو تمام تلاشش را می کند،احساس مادر بودن را بیشتر لمس می کنم.
Recent Comments