بهمن ۱۲
از این که چیزی را به دست بیاورم و به خاطر آن اطرافیانم را فراموش کنم،
از این که دائم دیگران را به خاطر رفتارشان سرزش کنم و خودم دقیقاً آن رفتاررا تکرارکنم،
از این که از دیگران سواستفاده کنم،
حسابی حالم را می گیرد.
اما متاسفانه یکی از بهترین دوستانم چنین رفتارهای را با من داشت ، آنقدر حالم گرفته شده که دوست داشتم او را فراموش کنم تا شاید مرحمی برحال خرابم شود،ولی آنقدربا اوصمیمی بودم که حتی از پس این کار بر نیامدم.
خاله ام از چت های که با دوستش (که ازدواج کرده و به خاظر شغل همسرش به کشور مکزیک رفته اند) انجام می دهد بعضی اوقات با من حرف می زند،
با آنکه اندازه من و دوستم با هم صمیمی نبودند اما هنوز با هم ارتباط صمیمانه دارند،اما من و دوستم…………


بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۷ ب.ظ
سلام
خوبی؟حناخوبه؟
پریشب خواب دیدم آش رشته نذری داشتی
گفتم بهت بگم نکنه نذری داشته باشی که ادا نکردی
بهمن ۲۰م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۵۶ ق.ظ
سلام عزیزم
اشکالی نداره بگذار و بگذر چون توی دنیایی زندگی میکنیم که از هر چیزی بتونیم فرار کنیم از نامردی و دورویی نه…